|
--امروز در ذهن امروز رفتارم مرور شد با بلوغ استعاره... در فروغ شعر! --معنای تمنا کاشته هایم را... برداشت میکنم در بیکران کرانه هایت آن گاه... که تمنایم را معنا میکنی! --روحیه ی بارانی روحیه ام بارانی ست از پشت پنجره ای آکنده از زمان لیکن... پاییز سر به زیر میگذرد بی اضطرابِ ترس از مکان! --زمزمه گفتم ، گفته هایم... از جنس دریا و شرم غروب ست خندیدی به این که... در خواب هم زمزمه میکنم! --کهکشان سبزی از دعا حواسم را پیش تو جا گذاشته ام برای محو فاصله ها تا رویشی نوین... در کهکشان سبزی از دعا! بی حواس آمدن ها با رفتن تکرار میشوند اما... بی حواس ، حواس ما که عطر رفتن را ... در مرگ خلاصه میبیند!
|